به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین استاد پناهیان با نگاهی متفاوت به پدیده عظیم اربعین آن را فراتر از یک همایش، یک «آزمون پنهان» توصیف میکند. آزمونی که در آن وفاداری و آمادگی برای ظهور سنجیده میشود و غفلت از آن میتواند حسرتی تاریخی نظیر توابین به جا بگذارد.
ضرورت دقت در امتحانهای آرام و بیصدا
باید دقت کرد در این امتحانهای آرام و بیصدا. انتظار خدا چیست؟ بعضی از امتحانها خیلی درشت و پرسر و صدا و روشنکننده تکلیف است، بعضی از امتحانها خیلی بیصدا است و آدم فریب میخورد که فرصتها را یکدفعه از دست میدهد. بسیاری از اوقات امتحان برای رسیدن به عالیترین مدارج قرب، بسیار ظریف و بیسر و صدا صورت میگیرد. مردم میگفتند چیکار کنیم؟ الان چی میشود؟ امام حسین را که نمیتوانیم تنها بگذاریم، ما خودمان دعوت کردیم، حالا صبر کنیم بگذاریم امام حسین بیاید. بعد فهمیدند مثل اینکه امام حسین نمیآید، یعنی جلویش را گرفتند. حر رفته با سپاهیانش جلویش را گرفته. عبیدالله مثل اینکه دارد لشکر آماده میکند.
عبرتهای تاریخی از قیام بیثمر توابین
چیکار کنیم؟ داشتم فکر میکردم امثال سلیمان بن صرد یکدفعه ماجرا به کجا رسید. سرهای مطهر را آوردند تو شهر، اینها خاک به سرشان ریختند. ما نمیدانستیم اینجوری فاجعه میشود. هزاران نفر قیام توابین را شکل دادند. همشون هم میدانستند کشته میشوند، همشون هم کشته شدند، هیچ ثمری هم در تاریخ نداشتند. به هیچ وجه امتیاز کربلا و عاشورا را پیدا نکردن. چه انتظاری داشتی؟ امام حسین علیهالسلام خودش محاصره حر را رد کند بیاید تو کوفه، یکی یکی در خانهتان را بزند بلند شو بیا منو کمک کن. الان اینها من را میخواهند سر از بدنم جدا کنند. اگر نیایی اینجوری میشود، اینجوری میشود. انتظار داری امام حسین چه توضیحی برایت بدهد بلند شوی بیایی؟
اربعین؛ فرصتی برای یاری پنهان امام
باور بفرمایید اربعین یکی از امتحانهای بیصدا است. بعضی از امتحانها خیلی بیسر و صدا است و آدم فریب میخورد که فرصتها را یکدفعه از دست میدهد. باور بفرمایید اربعین یکی از امتحانهای بیسر و صدا است. سر و صدای اربعین بالا هست، ولی بیسر و صدا است از این جهت که آیا واجب است من بروم برای اربعین؟ مایه بگذارم چه میدانم چه عرض کنم. در همین تحلیلها بعضیها این فرصت با عظمت را دارند از دست میدهند. در همین تحلیلها بعضیها فرصت یاری حسین علیهالسلام را از دست دادند. فرصت یاری حسین علیهالسلام را از دست دادند.
درس وفاداری از خیمه امام در شب عاشورا
اما یک نفر تو مجلس امام حسین شب عاشورا نشسته بود. خبر دادند عبیداللهابنزیاد ملعون پسرت را دستگیر کرده است. آن دستگیریهای آن زمان مساوی با اعدام بود دیگر. باید میرفت ترجیح امام بر تمامی وابستگیهای خانوادگییک جوری نجات میدادند. امام حسین علیهالسلام به پدرش نگاه کرد، فرمود که بلند شو برو. شما برو پسرت را نجات بده. من نمیخواهم اینجا باشه این گرفتاری هم داشته باشی. یک مقدار پول و آذوقه و اینها هم آورد. فرمود این را هم برو خرج آزادی پسرت بکن. هر جا آزادی پسرت، هر کی گرفتار است نیاید اربعین.
ترجیح امام بر تمامی وابستگیهای خانوادگی
امام حسین اگر شب عاشورا تو خیمهاش بودیم، فرمود برو به گرفتاری برس. شب عاشورا اگر بودی… شب عاشورا اگر بودی… طرف چیکار کرد؟ یک نگاه به علیاکبر حسین کرد، یک نگاه به آقا کرد، فرمود آقا جوان تو اینجا میخواهد فردا به شهادت برسد، من بروم دنبال جوان خودم؟ جوان من فدای جوان شما. دیگر او افتاد به التماس. آقا تو را خدا منو به این بهانه بیرون نکن از خیمه خودت. من نمیخواهم بروم سراغ گرفتاری. من میخواهم برای تو باشم. آنقدر التماس کرد آقا فرمود عیبی ندارد، باش تو هم باش.
گذشتن از مصلحتهای شخصی در آزمون اربعین
امتحانها همیشه زیاد پرسر و صدا و زیاد روشنکننده تکلیف نیست. بعضی از فرصتها مثل برق و باد میآیند و میروند. بعضی از فرصتهایتان را تکان نمیدهند که به هوش باش، به پا خیز، حرکت کن. اینقدر یقهات را نمیگیرد.
میگوید که آقا من یک مقدار کار دارم، اربعین هم هست، نمیدانم از کارم بزنم بروم یا نه. میگویم من نمیدانم چه عرض کنم. بنده میگویم من نمیدانم. اگر خود امام حسین بود، حتماً برو، برو دنبال کارت، به کارت برس عزیزم. مگر برای اربعین چقدر میخواستی هزینه کنی؟ آن وقت منتظر بودید آقا و مولایتان بیاید که جهان را به پای رکاب او نجات بدهید. آن مقدار هزینه را برای عزت مجلس اباعبداللهالحسین در کربلا در میعادگاه اربعین هزینه نکردی. منتظر آقایت بیاید بری جانت را بدهی. منتظر آقایت بیاید بری جانت را بدهی. ما به اربعین نگاهمان اینجوری است. یک امتحان بیسر و صدا. یک امتحان بیسر و صدا.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما